|
|
|
|
داستانی عجیب درباره نوآوری و پول در جهان فناوری
مديريت نوآوري
|
دوشنبه، 20 مهر 1388 |
|
|
|
|
|

سومین کنفرانس خلاقیت شناسی ، مدیریت و مهندسی نوآوری
5-6 آبان - تهران
ارائه وب سایت اختصاصی نوآوری به هر شرکت کننده
ثبت نام
|
|

پاداش برای نوآوری و خلاقیت جان مارکاف - ترجمه؛ محسن جوادی
«جف گودفلو» »یک کارآفرین باهوش در «سیلیکون ولی» (جنوب کالیفرنیا) است. او ایده یی را مطرح کرده است که 5/612 میلیون دلار بازده روزانه دارد، اما هرگز حتی یک سنت از این مبلغ را نخواهد دید. جالب آنکه «گودفلو» حتی در خود منطقه «سیلیکون ولی» چندان مشهور نیست، عجیب تر آنکه این موضوع برای خودش هم چندان مهم نیست. در این مقاله به بررسی یکی از داستان های عجیب درباره نوآوری و پول در جهان فناوری می پردازیم.
---
«جف گودفلو» حتی دوره دبیرستان را نیز به پایان نرساند و خیلی زود ترک تحصیل کرد. لحظه رویایی زندگی وی در سال 1982 رخ داد؛ هنگامی که ایده فرستادن پیام های پستی الکترونیکی را بدون استفاده از سیم با یک وسیله قابل حمل (مثل رایانه «بلک بری») مطرح کرد. البته در آن هنگام «بلک بری» وجود نداشت. در آن هنگام «پیجر» مدنظر «گودفلو» بود. او سرانجام به حمایت مالی مورد نیازش دست یافت تا سرویس ای میل بی سیم را در اوایل دهه 90 آغاز کند، ولی طرح او با شکست روبه رو شد. بنابراین وی در سال 1998 به شهر پراگ رفت و کافه یی را در آنجا خرید. هنگامی که او در آن شهر بود، «بلک بری» به بازار آمد.
«گودفلو» در همان زمانی که در کافه خود کار می کرد نیز اعتقاد داشت همگان فراموش کرده اند فکر ای میل بی سیم را نخستین بار او مطرح کرده است. این موضوع تقریباً در مورد همه صدق می کرد به جز «جیمز والاس جونیور». او که در ایالت واشنگتن زندگی می کرد، وکالت یکی از شرکت هایی را برعهده داشت که درگیر مناقشه حق ثبت اختراع «گودفلو» بود.
«والاس» نماینده شرکت NTP بود که به طور پرخاشگرانه یی از حق ثبت های خود برای پست الکترونیکی بی سیم دفاع می کرد. وی در اوایل سال 2002 برای نخستین بار به طور تلفنی با «جف گودفلو» صحبت و خود را معرفی کرد. دو روز بعد او به شهر پراگ پرواز کرد تا از نزدیک با این مبتکر آشنا شود. «گودفلو» می گوید NTP نگران این موضوع بود که کار اولیه او ممکن است با ادعاهای حق ثبتی آن شرکت ناسازگار باشد. مدتی به طول انجامید تا شرکت مذکور فهمید این نگرانی بی مورد است.
«گودفلو» به خاطر می آورد که در ملاقات بعدی خود با وکیلNTP، که یک سال بعد انجام شد، «والاس» او را این گونه به یکی از دوستان همسفر خود معرفی کرد؛ «جف مخترع ای میل بی سیم است. شرکتی که من وکالتش را برعهده دارم، بعضی از کارهای انجام شده او را به نام خود ثبت کرده است.» وی همچنین در پاسخ به پرسش یک گزارشگر روزنامه، به مناقشه درباره نقل قول مزبور پرداخت. اما دو چیز مشخص بود؛ اول آنکه «جف گودفلو» که یکی از پیشگامان فرهنگ رایانه در «سیلیکون ولی» بود، مفهوم حفاظت از ایده های خود به وسیله حق ثبت را مسخره می دانست و آن را دست کم گرفت. دوم آنکه «توماس جی کامپانا» یک مخترع ساکن شیکاگو که چنین هراسی نداشت، ایده پست الکترونیکی بی سیم را تقریباً 10 سال پس از کار اصلی «گودفلو» به نام خود به ثبت رساند. «کامپانا» که در سال 2004 درگذشت، یکی از بنیانگذاران شرکت NTP بود. حق ثبت او ثروت بادآورده یی را برای این شرکت به همراه داشت. شرکت NTP در یک تسویه حساب قضایی، به دنبال اقامه دعوی در مورد تخلف حق ثبت علیه شرکت Research in Motion (سازنده «بلک بری») مبلغ 5/612 میلیون دلار دریافت کرد. ماجرای کار پیشگامانه «گودفلو» سند آشکاری از نواقص سیستم حق ثبت اختراع در ایالات متحده امریکا برای کارشناسان حقوقی و فناوری است. این سیستم در ظاهر به این منظور ایجاد شده است تا به نوآوری و خلاقیت افراد پاداش دهد، اما در عمل به صورت باشگاهی برای شرکت های بزرگ و موسسات حقوقی سلطه جو درآمده است. چند نفر از کارشناسان حقوقی اظهار داشته اند کار «گودفلو» می توانست بنیانی برای یک «هنر پیشتاز» مهم باشد، یعنی طرفین دعوی باید به دادگاه و بازرسان حق ثبت ثابت کنند آنها پیشگام بود ه اند. «مارک لملی» یکی از استادان دانشگاه استنفورد که متخصص امور حقوقی ثبت امتیاز است، عقیده دارد این موضوع، اخلاقی است. وی می گوید؛ «کلید اصلی حل این معما، وکلایی هستند که تعهد دارند تا هر آنچه را درباره کار اولیه او می دانند، افشا کنند و او را به عنوان یک شاهد حقیقت در اختیار دادگاه قرار دهند.»
به رغم آنچه ممکن است به نظر برسد، «گودفلو» اظهار می دارد از این بابت متاسف نیست. بسیاری از مبتکران شاغل در منطقه «سیلیکون ولی» به ویژه توسعه دهندگان نرم افزار منبع باز تا حد زیادی در احساس تحقیر و تمسخر «گودفلو» نسبت به حق امتیاز، شریک هستند. این مبتکران کسانی هستند که فناوری آنها در حال رقابت نابرابر با محصولات شرکت هایی مانند مایکروسافت است. «گودفلو» در یکی از مصاحبه های اخیر خود گفته است؛ «مردم چیزی را که واضح و آشکار است به ثبت نمی ر سانند. روشی که می توان به وسیله آن رقابت کرد، این است که چیزی بسازید که بهتر، سریع تر و ارزان تر باشد.» برخورد اولیه «گودفلو» با «والاس» در شهر پراگ، فقط نقطه آغاز نقش غیرمستقیم «گودفلو» در مورد «بلک بری» بود. وی می گوید NTP مصمم بود او را به عنوان یک گره در مورد حق امتیاز، باز کند. شرکت NTP، «گودفلو» را به عنوان مشاور استخدام کرد. صورتحساب های شرکت نشان می دهد روزانه چهار هزار دلار به عنوان دستمزد به او پرداخت شده است. وی در سال 2002 برای چند روز کار درNTP، از جمله دو سفر هوایی به واشنگتن به منظور ملاقات با چند وکیل، مبلغ 19600 دلار دریافت کرد. وی به عنوان بخشی از یک قرارداد رسمی، یک موافقتنامه عدم افشای حقایق را به امضا رساند. طبق این موافقتنامه، افشای هرگونه اطلاعات یا مشاوره با هر شخص و شرکت دیگری هنگام اقامه دعوی حقوقی برای «گودفلو» ممنوع بود. در جلسه یی که در واشنگتن برگزار شد، هنگامی که «گودفلو» به تشریح فناوری خود روی وایت بورد مشغول بود، «والاس» از حقوقدانان حاضر در جلسه خواست دست نوشته های خود را از محل جلسه بیرون نبرند، زیرا می ترسید به این وسیله اطلاعات محرمانه به خارج راه پیدا کند. در پاسخی که «والاس» به صورت ای میل به پرسش خبرنگاری درباره تماس های NTP با «گودفلو» فرستاد، مدعی شد «گودفلو» به این دلیل در آن شرکت باقی مانده است که از اوایل دهه 90 نام او در مقاله های خبری درباره محصولی به نام رادیومیل ذکر شده بود. این محصول، حاصل تلاش «گودفلو» برای تجاری کردن ایده پست الکترونیکی بی سیم بود، اما «گودفلو» نتوانست مدرکی درباره این محصول ارائه دهد که فراتر از مندرجات آن مقاله ها باشد. پس از آنکه چنین اتفاقی افتاد، «گودفلو» حتی زودتر از موعد، مفهوم ای میل بی سیم خود را مستند کرد. در اوایل دهه 1970 «گودفلو» که در آن زمان نوجوان بود، در شرکت SRI شاغل بود و معمولاً کارهای رده پایین را انجام می داد تا اینکه در سال 1974 به عنوان کمک اپراتور کامپیوتر در آزمایشگاه یک پژوهشگر پیشگام در امور رایانه (به نام داگلاس سی انگلبارت) استخدام شد. در اوایل دهه 1980، «آرپانت» (شبکه رایانه یی که پیشگام اینترنت کنونی بود) به وسیله هزاران نفر از استادان، دانشمندان و کارشناسان نظامی استفاده می شد. «گودفلو» نیز از همان شبکه استفاده می کرد. او دریافته بود که ارسال بدون سیم پیغام پستی از شبکه به یک پیجر عددی- الفبایی امکان پذیر است. آن پیجر در همان زمان به وسیله کمپانی «میلیکام» واقع در کالیفرنیا با نام تجاری متاگرام به بازار ارائه شده بود. در سال 1982 «گودفلو» ایده خود را در یک فهرست پستی «آرپانت» که به وسیله افراد زیادی خوانده می شد و تله کام دایجست نام داشت، منتشر کرد و عنوان آن را «پست الکترونیکی برای افراد در حال حرکت» گذاشت. «گودفلو» در شرح سرویس مذکور چنین نوشت؛ «این سرویس به کاربران آرپانت امکان می دهد پیام هایی را برای افرادی بفرستند که در شبکه «متا نت» هستند، بدون آنکه مجبور باشند پایانه یی را با یک مودم روی آن پیدا کنند یا به وسیله گوینده انسانی اقدام کنند. بنابراین اکنون می توانید کارهای جالبی انجام دهید. مثلاً در حالی که در جاده مشغول رانندگی هستید، پیغامی ظاهر می شود که می گوید؛ «نامه جدیدی برای شما رسیده است».»
«گودفلو» به پیشرفت خود ادامه داد تا جایی که به صورت یکی از بنیانگذاران دومین کمپانی اینترنتی جهان به نام Anterior Technology درآمد. او در سال 1986 این شرکت را (که بعدها به Radio Mail تغییر نام داد) تاسیس کرد. در آغاز سال 1990، تقریباً همزمان با وقتی که کمپانی AT&T «کامپانا» را استخدام کرد تا فناوری پیجر را در یک دروازه پستی بی سیم گسترش دهد، «گودفلو» تجاری کردن ایده خود را شروع کرد. سرانجام او موفق شد مبلغ سه میلیون دلار از حامیان مالی خود (از قبیل شرکت موتورولا) دریافت کند. کمپانی «رادیومیل» در سال 1991 تاسیس شد. «گودفلو» سال بعد به مشارکت با کمپانی Research in Motion و اریکسون (غول سوئدی در زمینه مخابرات راه دور) پرداخت اما همانند تعدادی از پروژه های «گودفلو»، رادیومیل نیز جلوتر از زمان خود بود. لذا وی آن شرکت را در سال 1996 ترک کرد. هنگام اوج گیری حباب اینترنت، «گودفلو» که یک مهندس خودآموخته در زمینه نرم افزار محسوب می شد، به طور هجوآمیزی درباره اعتیاد شایع آن زمان سخن گفت و آن را مازاد «صنایع صفر میلیارد دلاری» خواند.
«گودفلو» در عصر شکوفایی اینترنت، از «سیلیکون ولی» خارج شد، بدون بهره گیری از ثروت هنگفتی که خودش باعث گردآوری آن در منطقه شده بود. اما دلیل عدم برخورداری وی از شهرت و ثروت آن بود که معمولاً حقایق تاریخی (یا دست کم تعداد زیادی از این وقایع) خیلی زود فراموش می شود. وی می گوید؛ «خوشحالم از اینکه می بینم چیزی که بیش از 20 سال پیش تجربه کرده ام، اکنون اجباری شده است.»
امروز اختراع «گودفلو» و سرنوشت آن به صورت یک مساله عجیب ولی مهم برای نبرد تلخ حق امتیاز بین NTP و شرکت Research in Motion درآمده است. تنها دارایی NTP حق ثبت های «کامپانا» است، ولی شرکت دیگری می خواهد نبض بازار را در زمینه وسایل کوچک پست الکترونیکی بی سیم در دست بگیرد. اگرچه حق امتیازهای NTP موقتاً به وسیله اداره حق امتیازهای ایالات متحده غیرمعتبر اعلام شده است ولی دادگاهی در سال 2002 تشکیل شد تا تخلفات NTP را بررسی کند. Research in Motion تصمیم گرفت به دعوی حقوقی خود خاتمه دهد، زیرا بیم آن را داشت که دادگاه فدرال، سرویس مشهور آنها را نیز متوقف سازد. «والاس» (وکیل NTP) این نظر را قبول نداشت که تلاش «گودفلو» ممکن است سایه بیشتری را بر ادعاهای حق ثبت شرکت تحت وکالت او بیندازد.
«والاس» توسط ای میل اظهار داشت از مقاله یی که «گودفلو» در سال 1982 نوشته بود، بی خبر است. البته «گودفلو» نیز ادعا می کند او تلاش سال 82 خود را با جزییات کامل برای وکلای شرکت NTP توضیح داده است و اینکه ادعاهای حق ثبت NTP در مورد کامپیوتر مقصد است نه پیجر. «والاس» در ادامه گفت؛ «در هر حال شیطان همواره در جزییات حضور دارد.» وی می گوید؛ «فرض کنید من چیزی بنویسم و در آن اظهار کنم ترارسانی از راه دور صرفاً به وسیله تبدیل ماده به انرژی، فرستادن انرژی به مکانی در دوردست و تبدیل مجدد انرژی به ماده امکان پذیر است. آیا این سخنان به معنای آن است که کسی حقیقتاً چنین سیستمی را به کار انداخته است؟ هیچ وکیل حق ثبتی در این مورد بحثی ندارد.»
اما دیگران دیدگاه متفاوتی دارند. «میچل کاپور» بنیانگذار شرکت توسعه «لتوس» (بنگاه نشر نرم افزار) که در اوایل دهه 90 مشاور «گودفلو» بوده است، می گوید؛ «نکته اخلاقی این داستان آن است که از سیستم حق ثبت اختراعات به مدت طولانی که تا حال حاضر نیز ادامه دارد، استفاده شده است. اگر از این سیستم به طور صحیح استفاده می شد،NTP هرگز نمی توانست حق امتیازهای خود را به ثبت برساند و به هیچ وجه مبنایی نداشت تا RIM را تحت تعقیب قضایی قرار دهد.»
هنگام اقامه دعوی در دادگاه،Research in Motion و NTP بر سر سه موضوع قبلی اختلاف داشتند؛ کاری که به وسیله بعضی از پژوهشگران دانشگاه هاوایی انجام شده بود، یک حق امتیاز موتورولا و کاری به وسیله شرکت TekNow (شرکتی در شهر فونیکس ایالت آریزونا). از شرکت «گودفلو» و سیستم سال 1982 ذکری به میان نرفته بود. مدیر اجرایی Research in Motion به درخواست های تلفنی و ارسال شده به وسیله ای میل برای توضیح این موضوع، پاسخی نداد. اگرچه نقش «گودفلو» توسط دادگاه های فدرال و بازرسان حق امتیاز چندان جدی گرفته نشد، اما اختراع او همانند جامه زیبایی که بر اندام اینترنت پوشانده شده، ابراز وجود کرد. این شبکه کامپیوتری، نشانی های مختلفی را که به نام پورت شناخته می شود و تعداد آنها در حال حاضر به بیش از 65 هزار می رسد، برای سرویس های گوناگونی مانند پست الکترونیکی و شبکه جهان گستر (www) تعیین می کند. البته پورت 99 برای خود «گودفلو» اختصاص یافته است تا بتواند پیغام الکترونیکی را به پیجر بی سیم ارسال کند. «جف گودفلو» در سال 2004 کافه خود را در پراگ فروخت و به «سیلیکون ولی» برگشت تا به برادرش کمک کند تجارت عکس اینترنتی را به راه اندازد. او با کوله باری از تجربه و نوآوری بازگشت تا به عنوان رئیس یک شرکت خدمت کند. این شرکت که سال هاست کار خود را آغاز کرده است در زمینه فناوری ارسال صدا روی اینترنت فعالیت می کند. «گودفلو» که در آستانه 54 سالگی است، می گوید؛ «من واقعاً به تلفیق فناوری و سرگرمی علاقه مند هستم. امروزه نیز همچنان تلاش می کنم وقت خود را در انجام کارهای جدید سپری کنم.»
www.NewYorkTimes.com
|
|
|
|